سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 34

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

عقل و تكليف ساخته و از عقيلهء مجون و شطارت باز پرداخته چنين حكايت كرد كه : . . . « 1 » » در اين قسمت عوفى به ترجمهء ساده اكتفا كرده است در حالى كه دهستانى درآمد سخن را به مناسبت ابو عقيل باآوردن جناس اشتقاق شروع كرده و دو سه عبارت به همين مناسبت پرداخته است كه مطلقا در متن موجود نيست . قاضى تنوخى : « رأيت رجلا من بنى عقيل فى ظهره كلّه شرطة كشرط الحجام الّا انّها أكبر فسألته عن سبب ذلك فقال : انّى كنت هويت ابنة عمّ لى و خطبتها » ترجمهء عوفى : « مردى را ديدم از بنى عقيل كه بر پشت او نشانها بود بر مثال زخم شمشير و بزرگتر از آن . سؤال كردم كه اين زخمها از چيست ؟ گفت : عم مرا دخترى بود كه مرغ دلم در دام عشق او افتاده و در هواى دانهء خال او هوا گرفته ، چون از فورت عشق قوت صبر فتور پذيرفت او را خطبه كردم » ترجمهء دهستانى : « بر پشت مردى از قبيلهء خويش نشان جراحت‌هاى بسيار ديدم بدان صفت كه اثر نيش حجامان باشد الا آنكه اندكى بزرگتر بود و بر تمامت پشت نه بر حجامت‌گاه . از او سبب آن جراحت را بازپرسيدم گفت : در به دو شباب كه زرع جوانى شاداب بود و رنگ عارض چون لعل مذاب و لون كلاله چون پر غراب ، بر دخترعم خويش عشق آوردم . همه شب در هواى او چون بخت صاحب دولتان بيدار بودم و همه روز از شوق او چون دل محنت زدگان بيقرار ، خواستم كه به عقد شرعى او را در حبالهء نكاح خويش آرم و عقد اندوه كه بر حبل معيشتم افتاده بود گشاده گردانم ، آنچه از مراسم خطبه كه معهود باشد پيش از نكاح و خطبه به‌جاى آوردم . » از مقايسهء دو ترجمه با اصل معلوم مىشود كه دهستانى رعايت حفظ اصل را بيشتر ملحوظ داشته است چنان كه عوفى نشان جراحت‌هاى حجامت را به زخم شمشير تغيير داده است ، و نيز توصيف و صنعتگرى و تطويل كلام در ترجمهء

--> ( 1 ) - ترجمهء فرج بعد الشدة به قلم حسين بن اسعد دهستانى ص 335